شمس سراج عفيف

272

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

دواوين و بعضى بندگان در ديوان عرض و ديوان وزارت ميان نفيا و بعضى بندگان مقطعان و پرگنه‌داران و شحنگان محلها و جز آن ) تعين شدند چنانچه هيچ مقامي از بندگان سلطان فيروز شاه خالي نبود - و هيچ شهرياري تاجداري در مملكت دهلي اين مقدار بندگان جمع نكرده مگر بفرمان خداي تبارك و تعالى سلطان فيروز توفيق يافته - و سلطان علاء الدين مرحوم موازنهء پنجاه هزار بنده جمع كرده بود - و مشير « 2 » و بشيرش ايشان بودند - بعد دور علائي بحكمت كبريائي هيچ پادشاهى با جاهى صاحب دستگاهى در مركز دار الملك دهلى براي جمع كردن بندگان غلو « 3 » نكرده - مگر سلطان فيروز كرده - سبحان الله چون در ازل « 4 » حضرت ذو الجلال و كريم متعال قلم برين رانده ( كه در شهر دار الملك دهلي بحكمت ازلي چند سال بعد از نقل فيروز شاه تقاتل و تفاني ميان زمرهء مسلماني پديد آيد - و آن فطرتها بواسطهء بندگان مذكور بخلائق جهان رخ نمايد ) حضرت الله تبارك و تعالى بقدرت اعلى سلطان فيروز شاه را برين آورد - تا در مدت چهل سال كمال بندگان را جمع گردانيد « 5 » - چون « 6 » احكام الله تبارك و تعالى بنفاذ رسيد نيست سلطان فيروز شاه بتقدير حضرت إله اين كار را يكي از فرائض « 7 » پيش گرفت - و براي جمع كردن بندگان بدل و جان در نشست - تا اين كار اين‌بار بدين پايه رسيد و بدين مقام انجاميد

--> ( 2 ن ) مبشر * ( 3 ن ) تعلق * ( 4 ن ) ازل آزال * ( 5 ن ) كرده * ( 6 ن ) چنين * ( 7 ن ) فرائضات *